محمد مهدى ملايرى
81
تاريخ و فرهنگ ايران ( فارسى )
آشفتگى در تعيين حدود عراق در معجم البلدان و مراصد الاطلاع همين آشفتگى ناشى از پوشيده ماندن تحول تاريخى كلمهء عراق را در همين كتاب معجم البلدان ياقوت هم ذيل كلمهء العراق و حدود آن مىتوان يافت . در اينجا ياقوت گويد دربارهء حدّ عراق اختلاف هست بعضى گفتهاند عراق همان سواد است كه حدود آن را در محلش بيان كرديم ، و به نظر من هم همين صحيح است . و بعضى ديگر ، چنان كه مدائنى گفته ، عقيده ديگرى دارند و مىگويند حد عراق حفر ابو موسى از سرزمين نجد است و پايينتر از آن را عراق گويند ، و گروهى گفتهاند عراق طور و جزيره و عبر است . و طور سرزمين واقع بين ساتيدما تا دجله و فرات است . ابن عيّاش گفته كه بحرين از سرزمين عراق است . و مدائنى هم گفته قلمرو عراق از هيت است تا چين و سند و هند و خراسان و سيستان و طبرستان تا ديلم و جبال و گفته است كه اصفهان سنة « 1 » العراق است . ياقوت پس از نقل همهء اين گفتهها گويد اينها را از اينرو گفتهاند كه اينها جاهائى بودهاند كه در زمان بنى اميه در قلمرو والى عراق قرار داشتهاند نه اينكه اينها از عراق باشند . و عراق همانطور كه قبلا گفتيم فقط بابل است و بس « 2 » . و ذيل كلمهء بابل هم گفته « بابل نام ناحيهاى است كه كوفه و حله از آن ناحيهاند . برخى گفتهاند بابل عراق است و بعضى گفتهاند بابل دنباوند است و ابو الحسن گفته بابل كوفه است . « 3 » * * * نظير همين آشفتگىها را دربارهء عراق در مراصد الاطلاع كه پس از معجم البلدان تأليف شده مىتوان ديد . در آن كتاب در يكجا كه قبلا هم بدان اشاره شد سواد را روستائى از روستاها و دهستانهاى عراق شمرده « 4 » و در همانجا
--> ( 1 ) . اين كلمه كه در معجم البلدان سنة العراق است « يعنى چهره و صورت عراق و كنايه از بهترين جاى آن است » در همين عبارت مدائنى كه ابن رسته آن را نقل كرده « صرّة العراق » آمده يعنى گنجينهء عراق . ( 2 ) . معجم البلدان ، ج 3 ، ص 630 . ( 3 ) . معجم البلدان ، ج 1 ، ص 447 . ( 4 ) . عبارت مراصد الاطلاع در اينباره چنين است « السواد رستاق من رساتيق العراق و ضياعها » .